اولياء الله آملى

71

تاريخ رويان ( فارسى )

بگذشت و مازيار نام پسرى بگذاشت ، سخت شجاع و دلير و محيل . اصفهبد شهريار به جاى پدر بنشست و در املاك مازيار توقع كرد و پيوسته او را مىرنجانيد . تا بعد از مصافى چند ، تمامت املاك و ولايت مازيار به تصرف گرفت . مازيار به زينهار پيش پسر عم خود - وندا اوميد بن ونداسفان - رفت . اصفهبد شهريار فرستاد كه مازيار را باز نزد ما فرست . وندا اوميد « 1 » چاره نديد الا كه مازيار را بند برنهاد و پيش اصفهبد فرستاد و اصفهبد ، او را به موكلان داد . مازيار با زنان موكلان حيلت كرد و بگريخت و خود را به عراق افكند و به نايب خليفه عبد اللّه الحرشى « 2 » پيوست . و از آنجا به بغداد رفت و با مأمون پيوست و اسلام قبول كرد تا شهريار به طبرستان درگذشت . مأمون ولايت كهستان به مازيار داد و او را به موسى بن حفص كه در طبرستان نايب بود ، اسفارش كرد . مازيار به كهستان آمد و شاپور را كه حاكم كهستان بود ، به حيله و غدر با دست آورد و بكشت و چهار سال براين موجب حاكمى كهستان كرد . در آن ميان موسى بن حفص بمرد ، مازيار تمام حاكم شد ، و از پسر او محمد بن موسى حسابى نگرفت . « 3 » آل باوند با مازيار به خصومت برخاستند و مردم طبرستان شكايت ظلم مازيار به خليفه برداشتند . منشور فرستاد كه مازيار حاضر شود . مازيار تعلل كرد و از آمل به رويان رفت و از اكابر آنجا نوا بستاد و زحمت مردم به زيادت كرد . از دار الخلافه بزيست منجم را كه مربى مازيار بود پيش خليفه ، با لشكرى چند و خادمى خاص به طبرستان فرستادند . مازيار در رويان و مازندران ، هركه

--> ( 1 ) - در اصل : اسفارد به جاى وندا اوميد . ( 2 ) - عبد اللّه بن سعيد الحرشى . ( 3 ) - مطالب بالا و پاره‌اى از عبارات آن با مطالب و عبارات ص 206 و 207 تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 سازش دارد .